محمد ابراهيمى وركيانى

165

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

بخواند . عباس نيز فرياد برآورد : اى مردم مدينه و ياران پيامبر در بيعت شجره ! كجا مىرويد ؟ ! مسلمانان با شنيدن صداى عباس بازگشتند و با حمله به دشمن ، پيروز گرديدند . در اين جنگ با فرارى شدن مردم هوازن ، اموال و اسيران فراوانى به غنيمت مسلمانان درآمد . « 1 » غزوهء طائف پيامبراسلام پس از پيروزى بر هوازن ، فرمان داد تا به‌سوى هم‌پيمانان آنان ، يعنى قبيلهء ثقيف ( از مردم طائف ) حركت كنند ؛ زيرا مردم ثقيف نيز در بيشتر جنگ‌هاى مردم مكه بر ضد اسلام حضور فعال داشتند و با قريش و هوازن نيز پيمان رزمى بسته بودند . درحقيقت مردم مكه و هوازن و ثقيف جبههء واحدى بودند كه بدون سركوب و يا مسلمان شدنشان ، آرامش در منطقه حكم‌فرما نمىشد . از سويى ، طائف پس از مكه قدرتمندترين مركز نظامى ، اقتصادى و سياسى در حجاز بشمار مىآمد و از نظر استحكامات محافظتى نيز به‌مراتب از مكه قوىتر بود . به همين دليل ، مسلمانان پس از يك ماه محاصره و درگيرىهاى اوليه از گشودن حصار طائف نااميد شدند و چون اين جنگ در ماه شوال رخ داد و در ماه‌هاى حرام نيز نمىشد به جنگ پرداخت ، پيامبر ( ص ) فرمان بازگشت داد ، اما اعلام داشت كه هريك از بردگان آنها كه فرارى شود و به ما بپيوندد ، آزاد است . به‌دنبال اين اعلام حدود بيست نفر از بردگان آنها به اسلام پيوستند . بزرگ‌مردم طائف عروة بن مسعود بود كه همانند وليد بن مغيره بزرگ‌مردم مكه ، جايگاهى معتبر در ميان همهء مردم عرب داشت ؛ به‌گونه‌اىكه مخالفان اسلام در اعتراض به پيامبر ( ص ) اظهار مىداشتند كه اگر خداوند مىخواست با نزول كتابى مردم را به عبادت خويش بخواند ، بهتر اين بود كه آن كتاب را بر يكى از دو بزرگ مكه و طائف ، يعنى وليد بن مغيره و عروة بن مسعود نازل مىنمود ، زيرا اگر مُبلّغ اسلام و قرآن يكى از اين دو مىبودند ، به‌دليل قدرت و مكنت و جايگاه مردمى كه داشتند ، به‌سهولت مىتوانستند مردم را به پذيرش قرآن وادارند . « 2 »

--> ( 1 ) . ابن سعد ، طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 153 و نيز بنگريد به : واقدى ، المغازى ، ج 2 ، ص 898 . ( 2 ) . قرآن‌كريم مىفرمايد : « وَ قَالُوا لَوْلا نُزّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيتَينِ عَظِيمٍ أَهُمْ يقْسِمُونَ رَحْمَة رَبك ؛ و گفتند : « چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از [ آن ] دو شهر فرود نيامده است ؟ » آيا آنان‌اند كه رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند ؟ »